سديد الدين محمد عوفى
487
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
و رعايا را از مصادره و مكابره « 1 » درويش كرد « 2 » و خويشتن را مالى عظيم و ثروتى بسيار و نعمتى بىحساب « 3 » حاصل « 4 » كرد ، و مدتى برين برآمد « 5 » ، تا روزى گشتاسب « 6 » را « 7 » دشمنى « 8 » پديد آمد و قصد ملك او كرد . گشتاسب به خود باز آمد و در خزانه مالى نديد كه « 9 » مواجب حشم بدادى « 10 » ، و ولايت را « 11 » خراب و رعيت پريشان ديد ، متحير شد و سبب آن پريشانى ندانست « 12 » . پس روزى « 13 » از راه تنگدلى « 14 » بىخدم و حاشيه « 15 » تنها برنشست و به صحرا برون رفت و « 16 » ساعتى در اطراف شهر تفرجى مىكرد « 17 » با فكرتى غالب و حيرتى مستولى « 18 » . در اثناى آن تفكر « 19 » نظر او بر رمهء گوسفندان « 20 » افتاد كه در راه « 21 » خوابانيده « 22 » بودند و سگى را بردار كرده . گشتاسب آن « 23 » شبان را بخواند و از خيانت سگ پرسيد . شبان گفت : پادشاه را بقا باد . اين سگ امين « 24 » من بود و مدتى
--> ( 1 ) - مپ 2 - و مكابره ( 2 ) - مپ 2 - كرد ( 3 ) - مپ 2 : تمام ( 4 ) - مپ 2 : بحاصل ( 5 ) - مپ 2 - و مدتى برين برآمد ( 6 ) - متن + مر ملك ، مج + پادشاه ( 7 ) - مپ 2 - را ( 8 ) - مپ 2 + را ( 9 ) - مج + در ( 10 ) - مپ 2 : گشتاسب در خزانه رفت و مالى نديد كه مواجب حشم را بدادى ( 11 ) - مپ 2 و مج - را ( 12 ) - متن : نديد ( 13 ) - مپ 2 - روزى ( 14 ) - مپ 2 : به سبب دلتنگى ( 15 ) - مپ 2 - بىخدم و حاشيه ( 16 ) - مج : تا ، مپ 2 + طوف مىكرد ( 17 ) - مج : كند ( 18 ) - مپ 2 - ساعتى در اطراف . . . حيرتى مستولى ، مج + و ضميرى منقسم ( 19 ) - مج : تفرج ، مپ 2 - تفكر ( 20 ) - مج : شبانى ( 21 ) - مپ 2 : افتاد آنجا راند گوسفندان را ديد كه در راه ، مج : گوسفندان در راه ( 22 ) - مپ 2 و مج - خوابانيده ( 23 ) - مپ 2 و مج - آن ( 24 ) - متن : امان